الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
22
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
* اگر در باب موضوعات به نفس موضوعى ( مثلا : خمر بودن يك مايع ) قطع و يقين حاصل نموديم چه بايد بگوييم ؟ ج : بايد بگوييم 3 - هذا خمر و كلّ خمر حرام فهذا حرام و نبايد بگوييم هذا معلوم الخمريّة و كلّ معلوم الخمريّة حرام فهذا حرام و يجب اجتنابه نكته : در قياسهاى 1 و 2 و 3 متعلق قطع ( يعنى : واجب و خمر ) حد وسط قرار گرفتهاند بدون اينكه نامى از قطع برده شود . * حاصل مطلب : چيست ؟ ج : اين است كه ؛ قطع طريقى ( چه در احكام و چه در موضوعات ) هنگامى كه به امرى تعلق گرفت ، متعلق را حد وسط قرار داده و قياس را به شكلهاى مزبور تشكيل مىدهيم . بهخلاف امارات جعلى و تنزيلى ( مثل : ظنّ معتبر يا فتواى مفتى و يا شهادت بيّنه ) كه بعد از تعلق گرفتن آنها به موضوع يا حكمى ، از خود آنها در تشكيل قياس استفاده مىگردد و آنها را حد وسط قرار مىدهيم . همانطور كه در شكلهاى بالا ملاحظه شد . * چرا در مثال دوم ( قياس 3 ) نفس خمر را حد وسط قرار داد نه معلوم الخمرية را ؟ ج : به جهت آنكه ، حكم به وجوب اجتناب و ساير احكام از قبيل نجاست و عدم ماليت و . . . براى نفس خمر ثابت شده است نه براى معلوم الخمريه . و لذا وجهى ندارد كه در حد وسط ، قطع را جزء موضوع بياورد . * مراد شيخ از عبارت ( تثبيت للخمر لا لما علم انّه خمر ) در متن چيست ؟ ج : اينست كه : قطع واسطهء اثبات اكبر براى اصغر واقع نمىشود و لكن ظن واسطهء در اثبات واقع مىشود زيرا اگر قطع بخواهد واسطهء اثبات قرار بگيرد دو تالى فاسد دارد و حال آنكه ، اين تالى فاسدها در وساطت مظنه پيش نمىآيد . * اولين تالى فاسدى كه هنگام وساطت قطع حاصل مىشود چيست ؟ ج : ايجاد دور است كه آنهم امر باطل و محالى است . توضيح : چونكه احكام شرعيه مثلا ( حرمت ) براى عناوين واقعيه ( مثلا ذات خمر ) ثابت مىباشند و به ملاحظه وجود واقعى آنها جعل شدهاند بدون اينكه قطع و يا جهل مكلف در اصل ثبوت حكم براى موضوع دخالت داشته باشد جز در تنجّز حكم ؛ اگر علم در جعل آنها مدخليت داشته باشد مستلزم دور خواهد شد و اين امر باطلى است .